تبليغاتX
نمیتونے پنهون کنے داغونے✿مازرونے کیجا✿

نمیتونے پنهون کنے داغونے✿مازرونے کیجا✿

ܓ✿شکستنی رفع بلاست..اما..باور نمیکند دلم!ܓ✿

 

 

 

و سطـر

ســــطــر

شعرهاﮯ منــــــ

گام هاﮯ بلند مردﮯ ستـــــ


ڪ واژه هاﮯ غرورم را لگدمال كرده استــــــ

 

 خواننده ﮯ عزیز

 با احتیاط ڪ ـتاب مرا ورق بزنـــــــ

 تمام عـــــاشقانه هایم درد مـﮯ كنند!

 

پی نوشت


این وبلاگ و تمامے مطالبش متعلق به هیچ كسے نیست 

"هـــــیـــــــچـــــــکــــــــس"

صرفا برای خودم و براے سرگرمے مینویسم

"سوء تفاهم نشه" 

هروقت كسے لیاقت و ارزش وقت گذاشتن رو داشت

این وبلاگ رو تقدیمش مےكنم.

 

 


برچسب‌ها: عـــــاشقانه, غرور, دل شکسته, بی وفایی
نوشته شده در جمعه 19 اسفند1390ساعت 14:48 توسط مازرونے کیجا| |

 

 

 

 

غفلت کرده‌اي مــادر !

پشت ِ يک قلب ِ عـاشق ،

فرزندت آرام آرام مي‌‌ميرد !

و تــو ،

فراموش کردن را ،

به من نياموختي !

مــادر ؛

به من بياموز ،

چگونه دوست نداشته باشم ، کسي‌ را که دوستم ندارد ؟

مـرا دريـاب مـادر...

خالي‌ ِلحظه‌هاي ِمن ، پُر از اندوهي ژرف است !

که مرا به نبودن ،

نزديک و نزديک تر مي‌کند...

مــادر ؛

از ضربان ِقلب ِمن بگير ، اين غم ِ کُشنده را...

من ،

آرام آرام

مي‌ميرم !!!

 


برچسب‌ها: قلب, عاشق, دوست داشتن, مرگ
نوشته شده در پنجشنبه 28 اردیبهشت1391ساعت 0:2 توسط مازرونے کیجا| |

 

 

 

قویترین آدم جهان اونی نیست که دویست و پنجاه کیلو رو یک ضرب بزنه . 

قویترین آدم جهان اون زنیه که با وجود

 نامردیها ،

 مزاحمتها ،

 زورگویی،

ترس ها،

 و تبعیض ها 

هنوز تو این جامعه امید داره،

زندگی می کنه،

 درس میخونه

،کار می کنه،

رانندگی می کنه،

عاشق میشه،

اعتماد می کنه 

مــــــــــــــــادر میشه

 و به بچه اش یاد میده; انسان باشه

 

روز زن مبــــــــارک

 


برچسب‌ها: زن, بچه, عاشق, زندگی, نامردی
نوشته شده در یکشنبه 24 اردیبهشت1391ساعت 23:21 توسط مازرونے کیجا| |

 

کارت پستال درخواستی طراحان

 

کنج اتاق، آرام نشسته ام

جوانی ام چنگی به دل نمی زند


مادرم، برخیز، کفش هایم را پاک کن

کیف و کتابم را بردار

می خواهم به کودکی برگردم ..

 

 

 

 

به سلامتی مادرم که بخاطر من شکمش را بزرگ کرد.

بخاطر او که خط چشمش را با عینک عوض کرد،

 بخاطر او که میهمانی های شبانه را با شب بیدار ماندن در کنار من عوض کرد،

 پول کیفش را با پوشک بچه عوض کرد.

بخاطر آن مادری که همه چیز را با عشق عوض کرد.

 

کارت پستال درخواستی طراحان 

 

قویترین حامیم ...

تنها کسی که یه دنیا آرامش با خودش میاره ...

تنها کسی که منو از ته قلبش دوست داره ...

تنها کسی که تحمل دیدن اشکامو نداره ...

"مــــــــــــــــــــادر"



" دوستت دارم مـــــادر "

 

 

پ.ن 

√√ در تمام زندگی ام مــــادرم تنها دلیل بودنم بود

بــــــــــهترین بهــــــترین من "روزتــــــــــــ مبارکــــ"

 

 


برچسب‌ها: مادر, اشک, تنهایی
نوشته شده در شنبه 23 اردیبهشت1391ساعت 1:52 توسط مازرونے کیجا| |

 

 

اگه تا الان ازدواج نکردم...

- تقصیر جوش های صورتمه که کسی از من خوشش نمی آید

- تقصیر ساعت کاریمه که صبح خروس خون می روم و بوق سگ می آیم و

شانس دیده شدن را از دست میدم

- تقصیر باباست که انقدر پول نداره تا چشم مردم در بیاد

- تقصیر پسر عمومه که نفهمید عقد دختر عمو و پسر عمو رو تو آسمون بستن

- تقصیر استادمونه که جلوی همه به من ابراز علاقه کرد و باعث شد دیگه کسی جرات نکنه از من

خواستگاری کنه

- تقصیر مادر شوهر عمه مه می دونم بخت منو بسته

- تقصیر پسر همسایه دست راستیه که به خودش اجازه داد از من خواستگاری کنه

- تقصیر پسر همسایه دست چپیه که به خودش اجازه نداد از من خواستگاری کنه

- تقصیر تلویزیونه که تو تمام سریال هایش همه جوون ها ازدواج می کنن و اصلا به

مشکلات ما جوون های ازدواج نکرده نمی پردازن

- تقصیر مطبوعاته که توی مطالبشون جوون ها از هم طلاق می گیرند و مردم را نسبت به

ازدواج بد بین می کنن

- تقصیر مجلسه که به جای اجباری کردن سربازی، پسرها رو وادار به ازدواج اجباری نمی کنن

- تقصیر عراقه که کلی پسرهای آماده به ازدواج ما را به کشتن داد

- تقصیر هلنده که همجنسبازی رو رواج داد تا مردا دیگر نیازی به زن گرفتن نداشته باشن

- تقصیر انگلیسه این گفتن نداره همه می دونن همیشه و همه جا کار کاره انگلیسه

- تقصیر سازمان ملله که سر درش نوشته" بنی آدم اعضای یکدیگرند

اما مشخص نکرده من جیگر چه کسی هستم

- تقصیر کره زمینه که جوری نچرخید من و نیمه گمشده ام به هم برسیم

 

پ.ن

ایناااااهمه مزاح بوووود وگرنه هنوووز قصد ازدواج ندارم!!!!!

 

 


برچسب‌ها: ازدواج
نوشته شده در سه شنبه 19 اردیبهشت1391ساعت 18:26 توسط مازرونے کیجا| |

 

 

 

خـــــدايا يادت هست؟


آن روز دستت را گرفتم کشيدم بردم پيش او
با انگشتم مستقيم به او اشاره کردم گفتم:
"خدا من اينو مي خوام ، خودت درستش کن!"


...نگاهي به او انداختي و گفتي :
..."اين؟! من بهتر از اين رو بهت ميدم"......


من پايم را به زمين کوبيدم و گفتم:
"نه ! همين! من اينو خيلي دوست دارم ! فقط همينو مي خوام !"


برگشتي مستقيم توي چشمانم زل زدي و گفتي:
"نميشه! آخه او مال کس ديگه اي شده!"


بعد رويت را برگرداندي و
قدم زنان رفتي


خــــــدايا يـــــادت هستـــــ...

 

 


برچسب‌ها: خدا, عشق, تنهایی
نوشته شده در سه شنبه 12 اردیبهشت1391ساعت 23:48 توسط مازرونے کیجا| |

 

 

 


سنت که بالا می رود، کلی دوستت دارم پیشت مانده…

 کلی دلم تنگ است و عاشق تو هستم مانده توی دلت...

 که خرج کسی نکرده‌ای و روی هم تلنبار شده‌!

فرصت نداری صندوق دلت را خالی کنی!

بار دلت سنگین شده و نمی‌توانی با خودت بکشی‌اش…

 شروع می‌کنی به خرج کردنشان!

 توی میهمانی اگر نگاهت کرد و نگاهش را دوست داشتی،

 توی رقص اگر پا‌به‌ پایت آمد، اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند،

 توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو هم بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد،

 در سفر اگر شوخ و شنگ بود، اگر مدام به خنده‌ات انداخت و اگر منظره‌های قشنگ را نشانت داد،

برای هر کدامشان یک دوستت دارم خرج می‌کنی و یک دلم برایت تنگ میشود!

 سنت که بالا میرود دست دل باز میشوی و همه ی چقدر زیبایی ها را حراج میکنی!

 بعد می‌بینی آدم‌ها از تو فاصله می‌گیرند و متهمت می‌کنند…!

 متهمت میکنند به چشم و دل ناپاک بودن…! به هیزی…! به پیری و معرکه‌گیری…

 اما غمی نیست… بگذار به سن تو برسند! بگذار پیر شوند و بار دلشان سنگین شود!

 تنها بمانند با یک عالمه دل تنگی! آن‌‌ روز حال امروز تو را می‌فهمند، بدون این‌که تو را به یاد بیاورند...

غریب است دوست داشتن. و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن…

 وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد …

 و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده..

 به بازیش می‌گیریم …

 هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر… هر چه او دل نازک‌تر، ما بی رحم ‌تر…

 تقصیر از ما نیست ...

گویی تمامی قصه های عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌…

 

 


برچسب‌ها: عشق, دلتنگی, دل, دوست داشتن
نوشته شده در پنجشنبه 7 اردیبهشت1391ساعت 1:1 توسط مازرونے کیجا| |

 

 

 

این روزها که مادرمان بین بستر است
دل بیشتر هواییه دیدار دلبر است


این روزها که یاس علی قدخمیده است
دل بیشتربرای ظهورت تپیده است


سلامتی وتعجیل درفرجش
۵صلوات
التماس دعا

 


برچسب‌ها: صاحب الزمان, دل
نوشته شده در جمعه 1 اردیبهشت1391ساعت 10:31 توسط مازرونے کیجا| |

 

 

درونم غوغاست ...

این روزها...

ساده ميشکنم ...

با يک تلنگر کوچک ...

اين گونه نبودم ....،

شـــــــــــــــدم !!

 

پ.ن

این پست خیلی به دنیای این روزهای من نزدیکه

خیلــــــــــــــی...!

 

 


برچسب‌ها: ساده, شکست, عشق
نوشته شده در دوشنبه 28 فروردین1391ساعت 0:16 توسط مازرونے کیجا| |

 

 

" جـدایـی " آنقدر ها هم که فکر می کنی

تلخ نیست !

اگر هنوز حـرف های من را باور نداری،
...
از " نادر و سیمین " بپرس

که از تمام دنیــا جایــزه گرفته اند !!!

 


برچسب‌ها: جدایی, تلخ
نوشته شده در پنجشنبه 24 فروردین1391ساعت 0:29 توسط مازرونے کیجا| |

 

 

 


بي فايده است


عصرمردان مجنون و زنان ليلي


ديرزمانيست به پايان رسيده است ؛


يخبندانيست زمين!


سرهايمان را در کامپيوترهامون فرو کرده ايم


... ودر پناه ف.ي.ل.ت.رش.ک.ن ها مان


زاغ سياه يکديگر را هک مي کنيم


ببين اينکه به پايکوبي اش نشسته ايم


انقراض عشق است؛


خوشبختي مجازي!


و اينک دسته جمعي


آغاز عصر يخبندان را لايک مي کنيم !

 


برچسب‌ها: خوشبختی, عشق, لیلی و مجنون
نوشته شده در دوشنبه 21 فروردین1391ساعت 13:1 توسط مازرونے کیجا| |

 

 

 


دل سبز مـرا
 گره زد


 رفتـــــ ....


 تا به
 آرزوهایش برسد !
 .
 .
 .
 کاش برسد ...!

 

پـــ . نـــ

با گره ی هیچ سبزه ای …
 نحسی ی این سیزده بدر نمی شود


 بخت بازوان ِ مرا ،
 تنهــا آغوش ِ تو باز خواهد کرد

 (مخاطب خاص ندارد!)

 


برچسب‌ها: دل, آرزو, بی وفا
نوشته شده در دوشنبه 14 فروردین1391ساعت 0:18 توسط مازرونے کیجا| |

 

 

 

فردا تو رامثل سیــزده
 بــــــه... در
میكنم


 اما نمیدونم یادت را گره بزنم
 به لحظه های زندگیم ،

 تا بیایی تا بمانی


 یا اینكه


 مثل یه دروغ سیزده
 فراموشت كنم


 تــــــــو بگـــــــــو

.....!!!

 

 


برچسب‌ها: یاد, لحظه, دروغ, فراموشی
نوشته شده در یکشنبه 13 فروردین1391ساعت 0:19 توسط مازرونے کیجا| |

                                                                

 

 

نگران نباش،

 " حـال من خوب اســت "


بــزرگ شده ام...


دیگر آنقدر کــوچک نیستـم که در دلتنگی هایم گم شوم...!


آمـوختــه ام،
که این فاصــله ی کوتـــاه، بین لبخند و اشک نامش "زندگی ست"


... آمــوختــه ام،
که دیگــر دلم برای "نبــودنـت" تنگ نشــــود.


راستی،
دروغ گفتن را نیز، خوب یاد گرفتـه ام...!


"حال مـــن خوب اســت"

 ... خوبِ خوب ...

 

 


برچسب‌ها: دلتنگی, فاصله, اشک, زندگی, دروغ
نوشته شده در پنجشنبه 10 فروردین1391ساعت 13:47 توسط مازرونے کیجا| |

                                                                          

 

 

دلــم

آغــوش مـی خـواهـد

کـه

نـه زن باشـد

نـه مــرد !

خـدایـــــــــــا

زمـیـــــن نمـی آیـی ؟

 


برچسب‌ها: خدا, آغوش, عشق, تنهایی
نوشته شده در سه شنبه 8 فروردین1391ساعت 0:41 توسط مازرونے کیجا| |

Design By : 7tools

كدهاي جاوا وبلاگ




خطاطي نستعليق آنلاين

Do not reject me-محسن چاوشي